اكبر ايرانى قمى
66
روش شيخ طوسى در تفسير تبيان ( فارسى )
سپس نظر خويش را چنين بيان مىدارد : و الصحيح أنه معروف و اشتقاقه من الرحمة . آنگاه جهت تأييد نظر خود ، به دو بيت عربى استشهاد مىكند . 18 در همين راستا ، ذيل واژهء سجّيل ، هشت قول دربارهء معنا و اصل آن ، با استشهاد به ابياتى چند نقل كرده و در ادامهء قول نخست مىافزايد 19 : « و قيل : هو سنل وكل 20 ، فارسى معرب ، ذكره ابن عباس و قتاده و مجاهد و سعيد بن جبير . » البته در ذيل كلمه قسطاس ، قول مجاهد را در مورد رومى بودن آن نقل نموده ؛ ليكن درباره آن هيچ اظهار نظرى نمىكند . 21 در كل ، از آنچه گفته شد مىتوان استظهار نمود كه نظر مرحوم شيخ بر عدم وقوع معرب در قرآن است گرچه نمىتوان بطور قطع ، ديدگاه مفسر بزرگ را بيان داشت . ب - قرائت شكى نيست كه اصل قرآن با تواتر ثابت و مبرهن است . 22 در اين باره ، خلافى ميان فريقين شيعه و سنى وجود ندارد ؛ ليكن اختلاف در زمينهء ثبوت تواتر قرائت و عدم آن است . سبكى ، مدّعى تواتر قرائت دهگانه شده است . 23 علّامه خوئى مىفرمايد : « بين شيعه معروف است كه آنها متواتر نيستند بلكه پارهاى اجتهاد خود قارى و بعضى ديگر به نقل خبر واحد است . 24 » روشن است كه قرآن و قرائت در حقيقت متغايرند . اصل قرآن وحى منزل و معجزه الهى است در صورتى كه قرائتها اختلاف الفاظ وحى در حروف و كيفيت آن مىباشد . به هر تقدير ، تواتر قرآن مستلزم تواتر قرائت نيست ، چه ، اختلاف در كيفيت كلمهاى به اجماع در اصل آن كلمه ، آسيبى نمىرساند . بعلاوه آنچه از قاريان به ما رسيده ، خصوصيات قرائتهايشان است ؛ ليكن اصل قرآن توسط تواتر مسلمين به ما رسيده است و عظمت قرآن بالاتر است از اينكه متوقف بر نقل آنان باشد . نكته ديگر كه ذكر آن ضرورى است ؛ اينكه ، گاهى اختلاف نظر در قرائت ، موجب چند گونگى معناى كلمه يا آيهاى مىشود . مثلا اختلاف نظر در نقض وضو با